مدل چیکسنت میهایی

برای هر کسی پیش آمده که چند ماه را برای یادگیری مهارتی صرف کند و متصور هستید که در این مهارت حرفه ای شده اید. سپس مدتی از یادگیری فاصله گرفته و حس بدی داشته اید. دوباره به سمت مهارت جدیدی میروید تا این حس خوب را برای خود تکرار کنید و عملا وقتتان را تلف نکنید. این یک فرایند طبیعی است و هر کسی آن را تجربه می کند.

از طرفی اگر برای شما پیش آمده باشد که به شرکتی با پوزیشنی مشغول شوید که عملا سواد و مهارت شما خیلی کمتر از جایگاهی هست که باید باشد، شما استرس بالایی را تحمل خواهید کرد. تا اینکه در این موقعیت شغلی مطالعه کنید و چالش های کاری را پشت سر بگذارید، بعد از مدتی توانایی شما بالا رفته و حس بهتری خواهید داشت. از استرس شما کم شده و روز به روز خوشحالتر و متمرکزتر می شویم. بعد از چند سال در همان موقعیت دیگر چالش جدید نخواهید داشت و عملا هر روز یک سری تسک تکراری بدون یادگیری و بدون نیاز به فکر کردن و سرچ کردن خواهید داشت در این مرحله دپرس خواهیم بود و بهتر است بفکر جابجایی یا پروژه های جدید باشیم.

گراف زیر (گراف میهای چیکسنت میهایی) گویای همین شرایط است. دقت به این گراف به ما این اطمینان را میدهد که شرایطی که در مسیر کاری احساس میکنیم، نرمال هستند و تعریف دارند و کمک میکند که برای روبرویی و بهره مندی مثبت از این شرایط اعتمادبنفس کافی داشته و آگاهانه تصمیم بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *