مثال پایتون – تکه کد – سوال مصاحبه

توی یه مصاحبه خروجی یک تکه کد پایتون از من خواسته شد و تحلیلش. من اون کد رو کامل تر کردم که شده کد زیر:

خوب خروجی کد زیر:

خروجی کد یه جوریه که انگار پایتون شیشه زده :)))) حالا چرا؟

چند تا بحثه:

1.توابع توی پایتون خود آبجکت رو به عنوان پارامتر میگیرن نه کپی اونها رو:

ینی چی؟ وقتی ما به تابع test یه لیست و یه integer پاس دادیم، کپی اون لیست و integer به تابع داده نشده بلکه خود اون آبکت داده شده یعنی reference اون داده شده پس اگه توی تابع test اون پارامتر رو تغییر بدی خود اون آبجکت رو تغییر دادی. به بیان ساده تر اون l1 همون a هست نه کپی اون. انگار توی خانه حافظه اون لیست یه برچست جدید روش خورده و حالا با اون برچست جدید صداش میزنیم توی test. پس پارامترها توی توابع پایتون اینجوری پاس داده میشن.

2.توی پایتون list یک mutable هست و integer یک immutable

سوالی که پیش میاد اینه که چرا c تغییر نکرد پس؟ مگه اونجا هم دقیقا همون c را ندادیم به test؟ چرا اون c که توی test هست دقیقا همونی هست که توی main هست اما بعد از اینکه یه مقدار به c اضافه کردیم c+=1 دیگه از اونجا به بعد همون c قبلی نیست. این یه بحث جدیده به اسم mutable و immutable بودن توی پایتون.

توی پایتون list یک mutable هست یعنی قابل تغییره اما یک integer یک immutable یعنی غیرقابل تغییر است بنابراین وقتی c+=1 میکنیم اون c قبلی که برابر با 1 بود از حافظه پاک میشه و یه مقدار جدید توی جای جدیدی از حافظه ساخته میشه با مقدار 2 و به c وصل میشه (توی این لینک توضیحش هست)

یه مثال جالب توی پایتون – تکه کد

خروجی تکه کد زیر چیه؟

خروجی این کد 2 عدده که با هم متفاوت هستن یعنی توی پایتون اگر یه متغیر integer یا string تغییر کنن (مثلا یه واحد بهشون اضافه بشه یا یه کاراکترش حذف بشه) دیگه اون متغیر قبلی نیست و عملا اون قسمت حافظه که متغیر قبلی گرفته آزاد میشه و یه قسمت جدید allocate میشه و مقدار جدید توی اون ذخیره میشه و به a بایند میشه. اینه که گفته میشه توی پایتون integer و string ها immutable هستن.

توی مثال بالا وقتی a+=1 صدا اجرا میشه متغیر قبلی پاک میشه و یه متغیر جدید توی حافظه ساخته میشه با آدرس جدید و مقدار جدید ینی 2 بهش داده میشه و این خانه حافظه به a داده میشه.

حالا کد زیر چطور میشه؟

خروجی این کد همینطور که میبینید با قبلی فرق داره این بار خروجی 1 عدده. چون list توی پایتون mutable هست و وقتی یک لیست رو تغییر میدیم دیگه لیست جدید ساخته نمیشه همون قبلی توی همون جای قبلی حافظه تغییر کرده.

لینک های بدرد بخور:

لینک 1

لینک 2

Coupling یا وابستگی -سوال مصاحبه

توی یک مصاحبه سوال زیر از من پرسیده شد که به درستی نتونستم جواب بدم ولی بعدا توی مبحث Refactoring جوابش رو پیدا کردم.

سوال:

فرض کن دوتا App توی جنگو داری که به هم مرتبط هستند. مثلا اگر یک متد توی App اول اجرا میشه بعدش یک متد یا پارامتر توی App دوم رو استفاده میکنه. آیا این از دید مهندسی نرم افزار مشکل داره؟ اگر داره راه حل چیه؟

جواب:

توی بحث Refactoring یکی از مواردی که باید بهش توجه بشه Bad smell های کد هست که یکی از اونها coupling زیاد توی کد هست. یعنی ارتباط زیاد کلاسهای متفاوت با همدیگر به صورتی که مدیریت و تغییر کد را سخت کند.

توی این لینک توضیح داده که اگر یک متد از یک کلاس از دیتای کلاس دیگه استفاده کنه بهش Featuer Envy میگن.

این اتفاق در کل از نظر برنامه نویسی شی گرا غلطه. یک متد یا پارامتر توی یک کلاس از نظر مفهومی وجودش توی اون کلاس معنی داره و باید از پارامترهای داخل همون کلاس استفاده کنه. اگه یک متد از پارامترهای کلاس دیگه ای داره استفاده میکنه حتما از نظر مفهومی به اون کلاس دیگه تعلق داره یا حداقلش اینه که پارامترهایی که توی کلاس دوم تعریف شده باید توی کلاس خود متد تعریف میشد. بنابراین از نظر مهندسی نرم افزار ایراد داره و برای حل این مشکل یا باید متد رو به اونیکی کلاس ببریم یا باید متد رو جوری تغییر بدیم که دیگه اون کلاس رو صدا نزنه مثلا شاید بخشی از کد داخل بلاک متد باید بره توی کلاس دیگه و به عنوان متد اونیکی کلاس تعریف شه.

این یک پاسخ کلی بود در مورد App های جنگو هم داستان همینه. هر App از نظر مفهومی باید جدا از App های دیگه باشه و هرچی لازم داره توی خود App موجود باشه. اما توی مستندات جنگو یه نکته ای گفته شده که نباید فراموش بشه، رابطه 2 تا مدل که هر کدوم توی یک App جداگانه هستند ممکنه و ایرادی نداره که البته از نظر مفهموی این موردی نداره مثل:

لینک زیر راه حل هایی که نوشتم رو بهتر توضیح داده

لینک 1

لینک 2

آیا باید فایل را در دیتابیس ذخیره کرد؟ اگر آره چه دیتابیسی؟

یه سوالی که توی طراحی نرم افزار پیش میاد اینه که اگر قرار باشه وب اپلیکیشن فایل آپلود کنه و ذخیره کنه باید توی دیتابیس ذخیره بشه یا نه در یک دایرکتوری بمونه؟ اگر در یک دایرکتوری بمونه بعدا که یکی قرار شد از توی نرم افزار اونو دانلود کنه بک اند نرم افزار چطور باید اونو پیدا کنه؟ اگر فایل حجیم بود داستان چیه؟ اگر قراره فایل ها توی دیتابیس ذخیره بشن از چه دیتابیسی باید استفاده بشه؟ MySQL, Postgresql, MongoDB یا چی؟

از آخر بگم. بهترین راه حل برای ذخیره سازی فایل توی یک وب اپلیکیشن معمولی اینه که فایل رو توی دیتابیس ذخیره نکنیم و مسیر آپلود فایلها رو توی دیتابیس ذخیره کنیم مثلا یه فولدر /doc کنار پروژه هست که وقتی فایل رو میخایم دانلود کنیم بک اند URLROOT رو به اول این دایرکتوری میچسبونه و فایل رو دانلود میکنید. توضیحات خوبی توی این لینک هست.

حالا فرض کنید میخاید فایل رو توی دیتابیس به صورت بایناری ذخیره کنید. نیازمندی پروژه اینه که باید ذخیره بشه که این یه سری pros and cons داره:

چرا باید فایل توی دیتابیس ذخیره بشه؟

1.اگر به صورت دوره ای از دیتابیس بک آپ گرفته بشه فایلها هم توش هست

2.اگر توی دیتابیس ذخیره نشه و لینک دیتابیس پاک شه فایل ها بی صاحب orphaned میشن

3.اگر توی دیتابیس ذخیره نشه آپدیت شدن داکیومنت ها سخت میشه و البته با ذخیره سازی توی دیتابیس ACID هم هست

چرا نباید توی دیتابیس ذخیره بشن؟ به دلایل زیاد

1.اگر حجم فایل از حدی زیادتر بشه دیگه باید بریم سمت دیتابیس های خاص چون هر دیتابیس ساپورت نمیکنه

2.حجم دیتابیس زیاد میشه و توی پرفورمنس query ها به شدت تاثیر میزاره

3.ذخیره سازی فایل توی دیتابیس به صورت بایناری و استفاده از دیتابیس های خاص به دانش بیشتری احتیاج داره و البته زمان توسعه زیاد میشه

جزئیات بیشتر رو توی این لینک ببینین

از چه دیتابیسی باید استفاده کنیم؟

MongoDB دیتابیس Non-relational و NoSQL هست. Postgres و MySQL دیتابیس Relational پس اگر روابط بین دیتاها زیاده و در یک کلام جدولهاتون با هم رابطه دارن سمت MongoDB نرید. اگر یه اپلیکیشن ساده دارین که کارش ذخیره سازی فایلهای خیلی حجیم و دانلود اونهاست سمت Mongo برید. البته اونجا باید از افزونه GridFS هم استفاده کنید که جزئیات توی این لینک هست.

چرا نباید سمت Mongo بریم؟

1.پیاده سازی سخت و پیچیده و زمانبر

2.درصورت جدولهای رابطه ای

3.درصورتی که query هایی مثل JOIN داریم

4.در صورت جدولهای normalize شده

و… لینک های زیر هم دلایل بیشتری آوردن

لینک 1

لینک 2

تفاوت git merge و git rebase

تفاوت git rebase و git merge در این است که در git rebase هیچ تاریخچه ای از commit ها در branch فرعی وجود ندارد، در واقع آن commit ها پاک شده و هر کدام با id جدید بر روی branch اصلی (آخرین آپدیت) apply میشود. این به چه دردی می خوره:

فرض کنید که از branch اصلی یک branch میگیریم و روی آن تغییراتی میدهیم همزمان شخصی دیگر branch اصلی را تغییر داده و ما متوجه میشویم اولا بهتر است تغییرات ما بعد از آخرین آپدیت branch اصلی اعمال شود ثانیا تاریخچه commit های ما پیچیدگی اضافه میکند و توضیحات اضافی است و بهتر است مستقیم بر روی branch اصلی (آخرین آپدیت) اعمال شود. در این حالت بهتر است از git rebase استفاده کنیم.

در این لینک این تفاوت با یک مثال توضیح داده شده است

فرایند استاندارد Gitlab

Gitlab یکی از بهترین ابزارهای توسعه یافته روی Git هست که برای مدیریت توسعه نرم افزار استفاده میشه. این ابزار هر چیزی مرتبط با توسعه برنامه و مدیریت تغییرات کد وتست اون رو داره. دو بخش مهم اون فرایند پیشنهاد شده توسعه و ساختار درختی مفاهیم Gitlab هست.

فرایند پیشنهاد شده Gitlab برای توسعه نرم افزار شبیه عکس زیر است

اول که issue پیش اومد مدیر پروژه یه issue میسازه (زیرمجموعه یک پروژه یا milestone) بعد برنامه نویس ها merge request یا همون pull request میدن که بتونن توی branch خودشون کد بزنن بدون اینکه branch اصلی رو تغییر بدن. بعد از تموم شدن کدها و commit ها فراید CI اتوماتیک استارت میخوره و تست های Unit و Integration روی کد انجام میشه. بعد از درست بودن تست ها پروژه توسط تیم review میشه بعد از اینکه همه با تغییرات تفاهم داشتند approve میکنن و کد جدید به branch اصلی merge میشه.

ساختار درختی تمام کارهایی که توی Gitlab میکنیم مثل زیره

باقی مفاهیم به صورت کامل توی داکیومنتیشنهای خود سایت هست.

کاربرد Trello و  Slack

اگر بخایم تمام communication های مربوط توی یک تیم رو یکجا داشته باشیم که هم قابلیت جستجوی خوبی داشته باشه هم بتونیم با تیم چت کنیم و ارتباطات کاری کاملی رو بسازیم استفاده از Slack توصیه میشه. قابلیت یکپارچه سازی با پلتفرمهایی مثل Trello رو هم داره که میتونیم تسک های تعریف شده و پیشرفت کار رو باهاش یکجا داشت و با تیم در موردش حرف زد. میشه فایل انتقال داد و توی نسخه رایگان تا ده هزار پیام رو پشتیبانی می کنه. این پلتفرم البته نقاط ضعفی هم داره که به نظرم مهترینش distraction هست و ممکنه توی یک تیم بزرگ توی کامنت ها و چت ها گم بشیم.

برای اطلاعات بیشتر این لینک رو ببینید

بیان بیست و ششم

از چشم‌انداز جوانی که بنگری، زندگی آینده‌ای دراز و بی‌پایان است؛ ولی از چشم‌انداز پیری، تنها گذشته‌ای بسیار کوتاه به چشمت می‌آید. وقتی با کشتی دور می‌شویم، اجزای ساحل ریز و ریزتر می‌شوند و امکان شناسایی و تمایزشان نیز کمتر؛ هم‌چون سال‌هایی که پشت سر نهاده‌ایم با همه رویدادها و تکاپوهایشان.

فیلم “زندگی کردن” کوروساوا

فیلم Ikiru 1952 به معنی زندگی کردن داستان یک کارمند شهرداریه که 30 سال کار اداری و بروکراتیک دلمرده ای داره که هر روز در حال پاسکاری اداری کارها به ادارات دیگه هستن. 30 سال مرخصی نرفته و لذت زندگی با خانواده رو نچشیده و تمام حقوقش هم پس انداز کرده تا اینکه میفهمه سرطان داره و نهایتا 6 ماه دیگه زنده است.

یادش می افته که با همسر مرحومش و پسرش تفریحی نکرده و 30 سال توی اداره مشغول کاغذبازی بی هدف بوده و ارباب رجوع رو بیخودی پاسکاری کرده و مسئولیت هیچ کاری رو بر عهده نداشته. حتی یادش نمیاد که توی این 30 سال چه کار مفیدی برای مردم انجام داده.

واتابه با دختری که از همکاران قبلیش بوده و استعفا داده آشنا میشه. چند شب رو خوش گذرونی میکنه اما متوجه میشه که مثل اون دختر جوان نمی تونه لذت ببره در واقع کسی که توی جوانی از زندگی لذت نبرده و روحش رو توی زندگی و کار از دست داده و عملا به یک زامبی تبدیل شده دیگه نمیتونه لذت ببره چون براش معنی نداره.

بعد از چند روز خوش گذرونی متوجه میشه اینجوری هم نمیتونه به زندگیش معنی بده تا اینکه توی یک اتفاق میفهمه بهتره به اداره برگرده و یکی از کارهایی که مدتها پاسکاری کرده بود رو تموم کنه که نتیجه کارش این شد که برای بچه های یک محله فقیر یک پارک درست کرد و عملا در آخر یک کار با معنی انجام داد و مرد.

https://www.youtube.com/watch?v=RdfvVRNJ9do

مشکل N+1 – سوال مصاحبه

N+1 query problem وقتی است که برنامه دیتایی که با یک query می توانست به دست بیاره رو N بار بیشتر query بزنه. طبیعتا مشکل پرفورمنسیه.

توی مدیوم یه مقاله هست که این مشکل رو با یک مثال توضیح داده که باعث میشه خیلی خوب مشکل N+1 query رو بفهمیم.

فرض کنید که میخاید کیک درست کنید. یخچال توی آشپزخونه نیست و توی اتاق زیر شیروانیه بنابراین برای برداشتن هر چیزی از تو یخچال باید پله ها رو بالا بریم. شما توی آشپزخونه هستید ولی کتاب شیرینی پزی توی اتاق خوابه.

اول میرید از اتاق خواب کتاب آشپزی رو میارید به آشپزخونه بعد میبینید گفته که به 200 گرم آرد نیاز دارید. میرید اتاق زیرشیروانی و آرد رو میارید. دستور پخت نوشته 3 عدد تخم مرغ، دوباره میرید اتاق زیرشیروانی و 3 تا تخم مرغ میارید. دوباره میبینید که نوشته یه لیوان شیر و ….

میبینید که با این روش شما N بار اضافه رفتید بالا در حالی که همون دفعه اول که رفتید کتاب آشپزی رو بیارد بهتر بود همه وسایل مورد نیاز رو هم بیارید.

حالا یه مثال از ORM جنگو ببینیم که این مشکل رو چطور حل میکنه.

فرض کنید که یه مدل Post داریم که هر Post یه Author داره و طبیعتا هر Author میتونه چند تا Post داشته باشه. رابطه 1->N هست. حالا میخایم پست ها و نویسنده هاشون رو چاپ کنیم.

توی کد بالا مشکل N+1 وجود داره.

توی خط اول چند query به دیتابیس فرستاده میشه؟ هیچ به دلیل اینکه ORM جنگو Lazy هست (تا زمان درخواست داده query ارسال نمیشه)

توی خط دوم که توی حلقه درخواست داده شده یک query به دیتابیس ارسال میشه و لیست پست ها رو میگیره و میریزه توی queryset. توی قسمت print وقتی title رو میخات چاپ کنه دیگه query زده نمیشه چون title یکی از property های Post هست که قبلا گرفته شده ولی وقتی میخات author رو چاپ کنه دوباره یک query به دیتابیس زده میشه که Author مربوط به اون پست رو بگیره (چون دو تا model جدا با رابطه 1->N هستن) بنابراین توی هر iteration از حلقه یک query دیگه زده میشه و این پرهزینه است و بهش میگن N+1 problem.

برای حل این مشکل باید برای پست ها Author ها رو هم یکجا با یک query بگیریم. برای حل این موضوع باید روی دو تا model یک join زده بشه.

ORM جنگو این مشکل رو با select_related() و prefetch_related() حل کرده.

select_related()

prefetch_related()

توی دو تا کد بالا فقط 1 query به دیتابیس زده میشه.

فرق select_related و prefetch_related چیه؟

select_related به یک Join تبدیل شده و به دیتابیس ارسال میشود و برای مدل هایی که ارتباط 1->N یا one to one دارند استفاده میشود اما prefetch_related دو داده را گرفته و به صورت پایتونی join میزنه در ضمن برای رابطه های چند به چند یا Generic استفاده میشه.

مثالی که توی مستندات جنگو هست:

مثال زیبای بعدی