بیان پنجم

ای دلبر من، غزلهایی را که روزگاری در دشت و دمن برایت می سرودم، اکنون در دیوانی فشرده و زندانی کرده ام، زیرا زمانه ناسازگار است.

-یوهان ولفگانگ گوته

بیان دوم

نمی‌توان گفت زندگی بیهوده است، چون به گورستان ختم می‌شود. در یکی از اشعار پیندار، شاعر تغزلی یونان باستان، سطر الهام بخشی وجود دارد که در بزرگ داشت یک جوان ، به مناسبت پیروزی او در یک مسابقه کشتی، در بازی‌های معبد دلفی سروده شده است. پیندار می‌نویسد، « چه هستند، هر یک از مخلوقات روزگار؟ و چه نیستند؟ انسان چیزی جز رؤیایی سایه وار نیست. با این همه آنگاه که پرتوی خورشید چونان هدیه ای از آسمان فرود می‌آید، نور پرتوافشان و زندگی آرام، به وجود انسان وابسته‌اند.»
این ضرب المثل نومیدانه که می گوید، « بیهودگی، بیهودگی، همه چیز بیهوده است.» درست نیست! خودِ این لحظه بیهوده نیست، بلکه نوعی پیروزی و شعف است. این تکیه کردن بر اوج کمال در لحظات پیروزی‌مان کاملا یونانی است.

-جوزف کمبل

بیان اول

سیاست‌‌مدار کسی است که حوادث فردا و یک‌ماه و یک‌سال آینده را پیش‌بیینی کند و بعد بتواند دلایلی بیاورد که چرا اتفاق نیفتاد.

-وینستون چرچیل